الگوی گارتلی یک ساختار پنج‌نقطه‌ای XABCD از الگوهای هارمونیک است که با کمک نسبت‌های فیبوناچی، محدوده پایان اصلاح و بازگشت احتمالی قیمت را مشخص می‌کند. مهم‌ترین بخش این الگو نقطه D است؛ جایی که معامله‌گر پس از تکمیل نسبت‌ها، به دنبال تایید ورود می‌گردد.

البته هر ساختار M یا W شکل روی نمودار، گارتلی نیست. برای استفاده درست از این الگو باید نسبت‌های استاندارد، ناحیه بازگشت، نقطه ورود، حد ضرر و اهداف قیمتی را دقیق بشناسید؛ مواردی که در ادامه به‌صورت کاربردی بررسی می‌کنیم.

ساختار الگوی گارتلی

الگوی گارتلی از پنج نقطه X، A، B، C و D تشکیل می‌شود که چهار موج قیمتی XA، AB، BC و CD را می‌سازند. حرکت اصلی قیمت در موج XA شکل می‌گیرد و سه موج بعدی، حرکت اصلاحی قیمت را شکل می‌دهند. مهم‌ترین بخش الگو نقطه D است؛ محدوده‌ای که احتمال پایان اصلاح و شروع حرکت جدید قیمت از آن وجود دارد.

برای شناسایی الگوی گارتلی، شکل ظاهری نمودار به‌تنهایی کافی نیست. حتی اگر حرکت قیمت شبیه M یا W باشد، باید نسبت میان موج‌های الگو با سطوح مشخص فیبوناچی هماهنگ باشد:

  • نقطه B نزدیک اصلاح ۶۱.۸ درصد موج XA قرار می‌گیرد.
  • نقطه C بین ۳۸.۲ تا ۸۸.۶ درصد موج AB تشکیل می‌شود.
  • موج CD معمولا به امتداد ۱۲۷.۲ تا ۱۶۱.۸ درصد موج BC می‌رسد.
  • نقطه D نزدیک اصلاح ۷۸.۶ درصد موج XA قرار می‌گیرد.
  • ساختار AB=CD نیز باید در محدوده نقطه D تکمیل شود.

در گارتلی صعودی، نقطه D پایان احتمالی اصلاح نزولی و در گارتلی نزولی، پایان احتمالی اصلاح صعودی را نشان می‌دهد. با این حال، رسیدن قیمت به این نقطه برای ورود کافی نیست و باید واکنش بازار در محدوده D تایید شود.

انواع الگوی گارتلی

الگوی گارتلی بر اساس جهت حرکت قیمت پس از تکمیل نقطه D، به دو نوع صعودی و نزولی تقسیم می‌شود. ساختار و نسبت‌های فیبوناچی در هر دو نوع یکسان است اما جهت موج‌ها و نتیجه احتمالی آن‌ها با یکدیگر تفاوت دارد.

الگوی گارتلی صعودی

الگوی گارتلی صعودی معمولا پس از یک حرکت رو به بالا و در زمان اصلاح قیمت شکل می‌گیرد. ظاهر این الگو شبیه حرف M است و نقطه D در آن، محدوده احتمالی پایان فشار فروش و بازگشت خریداران را نشان می‌دهد.

روند تشکیل این الگو به شکل زیر است:

  • قیمت در موج XA از نقطه X تا A افزایش پیدا می‌کند.
  • سپس در موج AB کاهش می‌یابد و حدود ۶۱.۸ درصد موج XA را اصلاح می‌کند.
  • قیمت از B تا C دوباره بالا می‌رود اما از سقف A عبور نمی‌کند.
  • در موج CD، قیمت کاهش پیدا می‌کند و نقطه D نزدیک سطح ۷۸.۶ درصد موج XA تشکیل می‌شود.
  • نقطه D باید بالاتر از X باقی بماند؛ عبور قیمت از X می‌تواند اعتبار الگو را از بین ببرد.

تشکیل نقطه D به این معنی است که اصلاح نزولی ممکن است به پایان رسیده باشد اما ورود فوری در این محدوده ریسک بالایی دارد. معامله‌گر بهتر است منتظر نشانه‌هایی مانند کندل بازگشتی صعودی، شکست سقف کوتاه‌مدت یا افزایش قدرت خریداران بماند و سپس موقعیت خرید را بررسی کند.

الگوی گارتلی نزولی

الگوی گارتلی نزولی ساختار معکوس حالت صعودی را دارد و معمولا شبیه حرف W روی نمودار دیده می‌شود. این الگو پس از یک حرکت رو به پایین شکل می‌گیرد و نقطه D در آن، محدوده احتمالی پایان اصلاح صعودی و بازگشت فروشندگان را نشان می‌دهد.

روند تشکیل این الگو به شکل زیر است:

  • قیمت در موج XA از نقطه X تا A کاهش پیدا می‌کند.
  • سپس در موج AB افزایش می‌یابد و حدود ۶۱.۸ درصد موج XA را اصلاح می‌کند.
  • قیمت از B تا C دوباره پایین می‌آید اما از کف A عبور نمی‌کند.
  • در موج CD، قیمت افزایش پیدا می‌کند و نقطه D نزدیک سطح ۷۸.۶ درصد موج XA تشکیل می‌شود.
  • نقطه D باید پایین‌تر از X باقی بماند؛ عبور قیمت از X می‌تواند اعتبار الگو را از بین ببرد.

تشکیل نقطه D نشان می‌دهد اصلاح صعودی ممکن است به پایان رسیده باشد اما ورود فوری به معامله فروش تصمیم مناسبی نیست. معامله‌گر بهتر است منتظر نشانه‌هایی مانند کندل بازگشتی نزولی، شکست کف کوتاه‌مدت یا افزایش قدرت فروشندگان بماند و سپس موقعیت فروش را بررسی کند.

آموزش رسم الگوی گارتلی در تریدینگ ویو

برای رسم الگوی گارتلی در تریدینگ ویو، ابتدا یک حرکت صعودی یا نزولی واضح را به‌عنوان موج XA مشخص کنید. سپس با ابزارهای فیبوناچی بررسی کنید که نقاط B، C و D در محدوده‌های استاندارد الگو قرار گرفته‌اند یا نه. در پایان می‌توانید با ابزار XABCD نقاط را روی نمودار به هم وصل کنید؛ البته این ابزار فقط شکل الگو را رسم می‌کند و اعتبار نسبت‌ها باید جداگانه بررسی شود.

انتخاب موج XA

یک حرکت صعودی یا نزولی مشخص را پیدا کنید که سقف و کف آن به‌راحتی قابل تشخیص باشد. در گارتلی صعودی، موج XA از یک کف به سمت یک سقف حرکت می‌کند و در گارتلی نزولی، جهت این موج از سقف به کف است.

از انتخاب حرکت‌های کوتاه و نامنظم خودداری کنید. هرچه موج XA واضح‌تر باشد، اندازه‌گیری نقاط بعدی نیز دقیق‌تر انجام می‌شود.

مشخص کردن نقاط B و C

ابزار Fibonacci Retracement را از نقطه X تا A رسم کنید. نقطه B باید نزدیک اصلاح ۶۱.۸ درصد موج XA تشکیل شود. اگر B فاصله زیادی با این سطح داشته باشد، ساختار ایجادشده گارتلی استاندارد محسوب نمی‌شود.

در مرحله بعد، فیبوناچی را روی موج AB قرار دهید. نقطه C باید بین اصلاح ۳۸.۲ تا ۸۸.۶ درصد این موج قرار بگیرد و نباید از نقطه A عبور کند.

پیدا کردن نقطه D و ناحیه PRZ

برای پیدا کردن D، سطح اصلاح ۷۸.۶ درصد موج XA را مشخص کنید. سپس با ابزار Trend-Based Fib Extension امتداد ۱۲۷.۲ تا ۱۶۱.۸ درصد موج BC را اندازه بگیرید و محل تکمیل AB=CD را نیز بررسی کنید.

محدوده‌ای که این سطوح در آن به یکدیگر نزدیک می‌شوند، ناحیه بازگشت احتمالی یا PRZ را تشکیل می‌دهد. نقطه D باید داخل این محدوده قرار بگیرد و در گارتلی استاندارد از نقطه X عبور نکند.

رسم ساختار XABCD

پس از مشخص شدن نقاط، ابزار XABCD Pattern را از نوار ابزار تریدینگ ویو انتخاب کنید و نقاط را به‌ترتیب X، A، B، C و D روی نمودار قرار دهید.

در پایان، موارد زیر را دوباره کنترل کنید:

  1. نقطه B نزدیک سطح ۶۱.۸ درصد XA قرار داشته باشد.
  2. نقطه C داخل محدوده مجاز موج AB تشکیل شده باشد.
  3. نقطه D نزدیک اصلاح ۷۸.۶ درصد XA قرار بگیرد.
  4. امتداد BC و ساختار AB=CD در محدوده D هم‌گرا شوند.
  5. نقطه D از X عبور نکرده باشد.

نحوه معامله با الگوی گارتلی

نحوه معامله با الگوی گارتلی

معامله با الگوی گارتلی از محدوده D آغاز می‌شود اما رسیدن قیمت به این نقطه به تنهایی برای ورود کافی نیست. معامله‌گر ابتدا باید ناحیه بازگشت احتمالی را مشخص کند و سپس منتظر نشانه‌هایی بماند که پایان موج CD و تغییر جهت قیمت را تایید می‌کنند.

در گارتلی صعودی، پس از مشاهده واکنش مثبت قیمت در محدوده D می‌توان موقعیت خرید را بررسی کرد. در گارتلی نزولی نیز ورود به معامله فروش زمانی منطقی‌تر است که فروشندگان در این محدوده فعال شوند و ساختار کوتاه‌مدت قیمت تغییر کند.

تعیین ناحیه بازگشت احتمالی

نقطه D یک قیمت دقیق و ثابت نیست بلکه محدوده‌ای است که چند نسبت فیبوناچی در نزدیکی یکدیگر قرار می‌گیرند. این محدوده با نام ناحیه بازگشت احتمالی یا PRZ شناخته می‌شود و معامله‌گر انتظار دارد قیمت پس از ورود به آن، واکنش نشان دهد.

ناحیه PRZ در الگوی گارتلی معمولا با هم‌پوشانی این سطوح مشخص می‌شود:

  • اصلاح ۷۸.۶ درصد موج XA
  • امتداد ۱۲۷.۲ تا ۱۶۱.۸ درصد موج BC
  • تکمیل ساختار AB=CD
  • حمایت یا مقاومت مهم نمودار

هرچه این سطوح در فاصله کمتری از یکدیگر قرار بگیرند، محدوده D اعتبار بیشتری پیدا می‌کند.

دریافت تایید ورود در نقطه D

پس از رسیدن قیمت به PRZ، باید رفتار خریداران و فروشندگان بررسی شود. کند شدن موج CD، تشکیل کندل بازگشتی و شکست ساختار کوتاه‌مدت می‌توانند نشان دهند که حرکت اصلاحی در حال پایان است.

مهم‌ترین نشانه‌های تایید ورود عبارت‌اند از:

  • تشکیل کندل پوشا، پین بار یا کندل قدرتمند در جهت برگشت
  • شکست آخرین سقف کوتاه‌مدت در گارتلی صعودی
  • شکست آخرین کف کوتاه‌مدت در گارتلی نزولی
  • تشکیل واگرایی در RSI یا MACD
  • افزایش حجم معاملات هنگام خروج قیمت از PRZ

وجود چند تایید هم‌زمان، احتمال ورود زودهنگام را کاهش می‌دهد

نقطه ورود در گارتلی صعودی

در گارتلی صعودی، قیمت پس از تکمیل موج CD وارد ناحیه بازگشت می‌شود. ورود خرید زمانی بررسی می‌شود که قیمت از PRZ واکنش صعودی نشان دهد و نشانه‌ای از بازگشت خریداران ایجاد کند.

معامله‌گر می‌تواند پس از بسته شدن کندل تاییدی صعودی یا شکست سقف کوتاه‌مدت وارد معامله شود. ورود پس از تایید ممکن است کمی بالاتر از نقطه D انجام شود اما خطر ورود در یک الگوی نامعتبر را کاهش می‌دهد.

نقطه ورود در گارتلی نزولی

در گارتلی نزولی، نقطه D محدوده احتمالی پایان اصلاح صعودی است. پس از رسیدن قیمت به این ناحیه، معامله‌گر باید کاهش قدرت خریداران و فعال شدن فروشندگان را بررسی کند.

ورود به معامله فروش می‌تواند پس از تشکیل کندل تاییدی نزولی یا شکست کف کوتاه‌مدت انجام شود. تا زمانی که قیمت واکنش نزولی مشخصی نشان نداده است، قرار گرفتن در PRZ به تنهایی نشانه مناسبی برای باز کردن موقعیت فروش محسوب نمی‌شود.

تعیین حد ضرر الگوی گارتلی

حد ضرر باید جایی قرار بگیرد که با عبور قیمت از آن، اعتبار الگو از بین برود. در گارتلی صعودی، حد ضرر معمولا کمی پایین‌تر از نقطه X یا زیر PRZ قرار می‌گیرد و در گارتلی نزولی، بالاتر از X یا بالای PRZ تعیین می‌شود.

حد ضرر پشت X امن‌تر است اما فاصله بیشتری دارد. حد ضرر پشت PRZ نزدیک‌تر است اما احتمال فعال شدن آن با نوسان‌های کوتاه‌مدت بیشتر می‌شود.

تعیین حد سود الگوی گارتلی

هدف‌های قیمتی گارتلی معمولا بر اساس موج AD مشخص می‌شوند. نخستین هدف در اصلاح ۳۸.۲ درصد این موج قرار می‌گیرد و هدف دوم نزدیک اصلاح ۶۱.۸ درصد AD تعیین می‌شود. نقاط C و A نیز می‌توانند به عنوان اهداف بعدی یا محدوده‌های مهم خروج بررسی شوند.

اهداف رایج معامله عبارت‌اند از:

  • هدف اول: اصلاح ۳۸.۲ درصد موج AD
  • هدف دوم: اصلاح ۶۱.۸ درصد موج AD
  • هدف سوم: محدوده نقطه C
  • هدف نهایی: محدوده نقطه A

مدیریت معامله پس از ورود

پس از ورود، بخشی از معامله را در هدف اول ببندید و ادامه موقعیت را با توجه به قدرت حرکت قیمت مدیریت کنید. حد ضرر را نیز خیلی زود به نقطه ورود منتقل نکنید تا نوسان‌های عادی بازار باعث بسته شدن زودهنگام معامله نشوند.

تجربه ما از بررسی الگوی گارتلی

در بررسی نمودارهای ارز دیجیتال دیده‌ایم که بسیاری از الگوهای اشتباه، فقط از نظر ظاهری شبیه M یا W هستند. برای مثال، اگر نقطه B به‌جای سطح ۶۱.۸ درصد نزدیک ۵۰ درصد موج XA تشکیل شود، بهتر است آن ساختار را گارتلی در نظر نگیریم.

همچنین ورود در نخستین تماس قیمت با نقطه D معمولا ریسک بیشتری دارد. در تجربه ما، زمانی که PRZ با حمایت یا مقاومت مهم هم‌زمان باشد و قیمت پس از آن ساختار کوتاه‌مدت را بشکند، موقعیت معاملاتی اعتبار بیشتری پیدا می‌کند.

 

نکته دیگری که در بازار ارز دیجیتال اهمیت دارد، کیفیت موج XA است. وقتی XA حرکت ضعیف و پرنوسانی دارد، نقاط بعدی نیز وضوح کمتری پیدا می‌کنند. ما برای شروع بررسی، موجی را ترجیح می‌دهیم که شتاب مشخص، سقف و کف قابل تشخیص و ارتباط معناداری با ساختار بزرگ‌تر بازار داشته باشد.

سخن آخر

الگوی گارتلی یک روش ساختاری برای پیدا کردن پایان احتمالی اصلاح قیمت است. نقطه B در اصلاح ۶۱.۸ درصد XA و نقطه D در اصلاح ۷۸.۶ درصد همان موج، دو مشخصه اصلی این الگو هستند. اعتبار واقعی گارتلی زمانی شکل می‌گیرد که AB=CD، امتداد BC و سطح ۷۸.۶ درصد در PRZ هم‌گرا شوند و قیمت نیز واکنش برگشتی نشان دهد.

سوالات متداول درباره الگوی گارتلی

آیا می‌توان نقطه D گارتلی را قبل از رسیدن قیمت محاسبه کرد؟

بله. پس از تشکیل نقاط X، A، B و C می‌توان اصلاح ۷۸.۶ درصد XA، امتداد BC و ساختار AB=CD را محاسبه کرد. این اندازه‌گیری یک ناحیه احتمالی می‌سازد و تشکیل نهایی الگو را تضمین نمی‌کند.

برای رسم گارتلی باید از سایه کندل استفاده کنیم یا قیمت بسته شدن؟

در بیشتر روش‌های تحلیل هارمونیک، سقف و کف واقعی شامل سایه کندل اندازه‌گیری می‌شوند. با این حال، معامله‌گر باید یک روش ثابت انتخاب کند و همان روش را در بک‌تست و معاملات زنده به کار ببرد.

تنظیم مناسب ZigZag برای پیدا کردن گارتلی چیست؟

تنظیم واحدی برای تمام دارایی‌ها و تایم‌فریم‌ها وجود ندارد. عمق ZigZag باید به اندازه‌ای باشد که نوسان‌های اصلی را نشان دهد و حرکات کم‌اهمیت را حذف کند. تنظیم انتخاب‌شده باید پیش از استفاده با داده‌های گذشته آزمایش شود.

آیا خبرهای اقتصادی می‌توانند گارتلی را بی‌اعتبار کنند؟

بله. انتشار خبرهای مهم می‌تواند باعث جهش قیمت، ایجاد سایه بلند و عبور سریع از PRZ شود. نزدیک رویدادهایی مانند تصمیم نرخ بهره یا انتشار داده تورم باید اندازه موقعیت و ریسک شکست الگو دوباره ارزیابی شود.

برای ارزیابی اعتبار استراتژی گارتلی چند نمونه بک‌تست لازم است؟

تعداد بسیار کم نمونه نتیجه قابل اتکایی ارائه نمی‌کند. بهتر است الگو در شرایط مختلف بازار، چند دارایی و تعداد قابل توجهی معامله بررسی شود. نرخ موفقیت باید همراه با میانگین سود، میانگین زیان و بیشترین افت سرمایه سنجیده شود.

اشتراک‌گذاری: تلگرام واتس‌اپ X فیسبوک
Shadi Kamalpoor

شادی کمال‌پور در جایگاه نویسنده ارشد بیتفا روی تولید محتوای آموزشی و تحلیلی برای مخاطبان بازار ارزهای دیجیتال فعالیت می‌کند؛ محتوایی که هدف آن تبدیل مفاهیم پیچیده کریپتو به توضیحاتی روشن، دقیق و قابل استفاده برای کاربر فارسی‌زبان است.