اوردر بلاک (Order Block) یا بلوک سفارش، محدوده‌ای در نمودار قیمت است که از آخرین کندل مخالف پیش از یک حرکت قدرتمند مشخص می‌شود. معامله‌گران از این محدوده برای شناسایی نقاط ورود و خروج استفاده می‌کنند، اما پیدا کردن اوردر بلاک فقط به تشخیص یک کندل صعودی یا نزولی محدود نمی‌شود. مهم‌تر از خود کندل، رفتار قیمت بعد از آن و واکنشی است که هنگام بازگشت به محدوده نشان می‌دهد. در ادامه، نحوه تشخیص اوردر بلاک معتبر، رسم آن روی نمودار و استفاده از این محدوده در معاملات را بررسی می‌کنیم.

آموزش تشخیص اوردر بلاک روی نمودار

برای پیدا کردن اوردر بلاک، باید به حرکت قیمت توجه کرد.وقتی نمودار بیت کوین را بررسی می‌کنیم، اولین نشانه مهم، حرکت قدرتمندی است که از یک محدوده شروع شده و سقف یا کف قبلی بازار را شکسته است. سپس به ابتدای این حرکت برمی‌گردیم و آخرین کندل مخالف جهت آن را مشخص می‌کنیم.

در سبک اسمارت مانی، این روش برای پیدا کردن محدوده‌هایی به کار می‌رود که رفتار قیمت در آن‌ها اهمیت معاملاتی دارد. اوردر بلاک به دو نوع صعودی و نزولی تقسیم می‌شود که تفاوت آن‌ها در جهت حرکت بعد از تشکیل ناحیه است.

ویژگی اوردر بلاک صعودی اوردر بلاک نزولی
نام انگلیسی Bullish Order Block Bearish Order Block
کندل مرجع آخرین کندل نزولی پیش از رشد آخرین کندل صعودی پیش از ریزش
حرکت بعدی افزایش قدرتمند قیمت کاهش قدرتمند قیمت
شکست ساختار عبور از سقف قبلی عبور از کف قبلی
کاربرد معاملاتی بررسی موقعیت خرید بررسی موقعیت فروش
محدوده ابطال زیر ناحیه بالای ناحیه

اگر بیت کوین با یک حرکت قدرتمند از سقف قبلی عبور کند، آخرین کندل نزولی قبل از رشد را برای شناسایی اوردر بلاک صعودی بررسی می‌کنیم. در حالت برعکس، آخرین کندل صعودی قبل از ریزش و شکست کف قبلی، مبنای تشخیص اوردر بلاک نزولی است.

البته فقط شکل کندل کافی نیست؛ حرکت قیمت باید با شکست ساختار بازار همراه باشد.

ویژگی‌های اوردر بلاک معتبر

برای تشخیص اوردر بلاک معتبر، فقط پیدا کردن آخرین کندل مخالف کافی نیست. باید بررسی کنیم قیمت بعد از تشکیل این کندل چه حرکتی داشته، آیا ساختار بازار را شکسته و هنگام خروج از محدوده چه نشانه‌هایی ایجاد کرده است. برای این کار، ۶ ویژگی زیر را روی نمودار بررسی می‌کنیم:

  • شکست ساختار (BOS): قیمت از سقف یا کف مهم قبلی عبور کند و کندل فراتر از آن بسته شود.
  • حرکت قدرتمند (Displacement): قیمت با کندل‌های قوی و اصلاح محدود از محدوده اوردر بلاک فاصله بگیرد.
  • عدم تعادل قیمت (FVG): در حرکت سه‌کندلی، بین سایه کندل اول و سوم فاصله ایجاد شود.
  • برداشت نقدینگی (Liquidity Sweep): قیمت پیش از حرکت اصلی از سقف یا کف قبلی عبور کند و سپس برگردد.
  • تازگی اوردر بلاک: قیمت پس از تشکیل محدوده، هنوز به آن بازنگشته باشد.
  • هماهنگی با تایم فریم بالاتر: جهت اوردر بلاک با ساختار اصلی بازار همسو باشد.

در این روش، شکست ساختار و حرکت قدرتمند قیمت دو معیار اصلی برای انتخاب اوردر بلاک هستند. سایر ویژگی‌ها به ارزیابی دقیق‌تر محدوده کمک می‌کنند و وجود همه آن‌ها ضروری نیست.

آموزش رسم اوردر بلاک در تریدینگ ویو

اوردربلاک صعودی و نزولی

اوردر بلاک یک قیمت ثابت نیست و باید به شکل محدوده روی نمودار مشخص شود. برای رسم اوردر بلاک در TradingView، ابتدا نمودار را روی حالت کندل استیک معمولی قرار دهید. سپس با ابزار Rectangle محدوده کندل انتخاب‌شده را علامت بزنید و آن را به سمت راست نمودار امتداد دهید.

از روش رسم بر اساس قیمت باز شدن کندل تا انتهای سایه مخالف حرکت استفاده می‌کنیم:

  • اوردر بلاک صعودی: از قیمت باز شدن آخرین کندل نزولی تا پایین‌ترین قیمت همان کندل.
  • اوردر بلاک نزولی: از قیمت باز شدن آخرین کندل صعودی تا بالاترین قیمت همان کندل.

برای رسم اوردر بلاک می‌توان از کل کندل، شامل بدنه و سایه‌ها، یا فقط بدنه آن استفاده کرد. هر روش محدوده متفاوتی روی نمودار مشخص می‌کند. مهم این است که یک روش ثابت داشته باشیم و در تمام معاملات همان را اجرا کنیم تا تشخیص اوردر بلاک‌ها دقیق‌تر و قابل مقایسه باشد.

نحوه محاسبه سطح ۵۰ درصد اوردر بلاک

یکی از سطوحی که در روش ICT بررسی می‌شود، Mean Threshold یا میانه بدنه کندل اوردر بلاک است.

این سطح از میانگین قیمت باز شدن و بسته شدن کندل به دست می‌آید.

برای مثال، اگر یک کندل نزولی در قیمت ۶۸,۴۰۰ دلار باز شده و در ۶۸,۲۰۰ دلار بسته شده باشد، میانه بدنه آن ۶۸,۳۰۰ دلار است.

این سطح برای بررسی میزان نفوذ قیمت به بدنه اوردر بلاک کاربرد دارد. البته رسیدن قیمت به ۵۰ درصد محدوده، به‌تنهایی سیگنال خرید یا فروش محسوب نمی‌شود.

استراتژی معامله با اوردر بلاک

بعد از مشخص شدن اوردر بلاک، مهم‌ترین تصمیم مربوط به زمان ورود است. بازگشت قیمت به یک بلوک سفارش به معنی شروع معامله نیست؛ ابتدا باید مشخص شود قیمت در برخورد با ناحیه چه رفتاری نشان می‌دهد.

دو روش اصلی برای معامله با Order Block وجود دارد که از نظر زمان ورود و میزان تایید تفاوت دارند.

ورود مستقیم از محدوده اوردر بلاک

در این روش، سفارش خرید یا فروش از قبل داخل محدوده اوردر بلاک قرار می‌گیرد. برای اوردر بلاک صعودی سفارش خرید و برای اوردر بلاک نزولی سفارش فروش در نظر گرفته می‌شود.

در این روش، می‌توان نزدیک به اوردر بلاک وارد معامله شد و حد ضرر کمتری داشت. اما یک مشکل وجود دارد؛ هنوز نمی‌دانیم قیمت به این محدوده واکنش نشان می‌دهد یا از آن عبور می‌کند.

به همین دلیل، قبل از ورود باید اعتبار اوردر بلاک و محل حد ضرر را بررسی کنیم. فقط رسیدن قیمت به این محدوده برای خرید یا فروش کافی نیست.

ورود پس از تایید قیمت

در این روش، صبر می‌کنیم قیمت به اوردر بلاک برسد و واکنش نشان دهد. بعد از شروع حرکت قیمت و شکست سقف یا کف کوتاه‌مدت در جهت معامله، برای ورود اقدام می‌کنیم.

مزیت این روش این است که قبل از ورود، رفتار قیمت را بررسی می‌کنیم. البته ممکن است تا زمان دریافت تایید، قیمت از محدوده فاصله گرفته باشد و نسبت سود به زیان معامله کمتر شود.

مقایسه روش‌های ورود

معیار ورود مستقیم ورود با تایید
زمان ورود هنگام برخورد به ناحیه بعد از واکنش و تایید
نیاز به بررسی تایم فریم پایین ندارد دارد
مزیت امکان ورود نزدیک‌تر به ناحیه مشاهده رفتار قیمت پیش از ورود
محدودیت نبود تایید جدید ورود دیرتر و فاصله بیشتر تا حد ضرر
شرط اصلی قواعد دقیق انتخاب ناحیه تعریف مشخص تایید ورود

تعیین حد ضرر و حد سود در معاملات اوردر بلاک

قبل از باز کردن معامله، باید محل بی‌اعتبار شدن تحلیل مشخص باشد. اگر محدوده ابطال مشخص نباشد، معامله‌گر نمی‌تواند ریسک موقعیت خود را به‌درستی محاسبه کند.

برای یک معامله خرید، حد ضرر را پایین‌تر از کف اوردر بلاک صعودی و با فاصله‌ای متناسب با نوسان قیمت قرار می‌دهیم. در معامله فروش، حد ضرر بالاتر از سقف اوردر بلاک نزولی تعیین می‌شود.

حد سود باید براساس ساختار نمودار انتخاب شود. سقف‌های قبلی در معامله خرید و کف‌های قبلی در معامله فروش، نقاطی هستند که می‌توان برای تعیین هدف بررسی کرد.

در انتخاب هدف، فاصله ورود تا حد ضرر و فاصله ورود تا حد سود اهمیت دارد. اگر یک معامله ۱۰۰ دلار ریسک و ۲۰۰ دلار سود برنامه‌ریزی‌شده داشته باشد، نسبت ریسک به ریوارد آن ۱ به ۲ است.

همچنین بین ابطال تحلیلی ناحیه و اجرای حد ضرر تفاوت وجود دارد. اگر برای ابطال ساختاری منتظر بسته شدن کندل خارج از اوردر بلاک هستیم، این انتظار نباید باعث نادیده گرفتن حد ضرر از پیش ثبت‌شده شود.

ارتباط اوردر بلاک با FVG و نقدینگی

شکاف ارزش منصفانه (Fair Value Gap) یا FVG یک ناحیه عدم تعادل در ساختار سه‌کندلی است. در یک FVG صعودی، پایین‌ترین قیمت کندل سوم بالاتر از بالاترین قیمت کندل اول قرار می‌گیرد و میان این دو سایه فاصله ایجاد می‌شود. وجود این فاصله پس از خروج از اوردر بلاک، نشانه‌ای از حرکت سریع قیمت است.

برداشت نقدینگی (Liquidity Sweep) زمانی در تحلیل مطرح می‌شود که قیمت از یک سقف یا کف مشخص عبور کند و دوباره به محدوده قبلی برگردد. اگر پس از این حرکت، یک جابه‌جایی قدرتمند و شکست ساختار در جهت مخالف شکل بگیرد، اوردر بلاک ابتدای حرکت ارزش بررسی بیشتری پیدا می‌کند.

در اصطلاح معاملاتی، بازگشت قیمت به اوردر بلاک برای تعامل دوباره با آن ناحیه، میتیگیشن نامیده می‌شود. البته از روی نمودار قیمت نمی‌توان ثابت کرد چه مقدار سفارش نهادی در آن محدوده باقی مانده است.

تفاوت اوردر بلاک با عرضه و تقاضا و بریکر بلاک

تفاوت اوردر بلاک با عرضه و تقاضا در نحوه تشخیص آن‌هاست. نواحی عرضه و تقاضا می‌توانند چند کندل را شامل شوند، اما اوردر بلاک بر آخرین کندل مخالف پیش از حرکت قدرتمند و شکست ساختار تمرکز دارد.

بریکر بلاک (Breaker Block) هم زمانی بررسی می‌شود که اوردر بلاک شکسته شده و ساختار بازار تغییر کرده باشد. البته هر اوردر بلاک شکسته‌شده‌ای بریکر بلاک نیست.

مفهوم مبنای شناسایی کاربرد
اوردر بلاک (Order Block) کندل مخالف پیش از حرکت قدرتمند و شکست ساختار بررسی بازگشت قیمت برای ورود
عرضه و تقاضا (Supply & Demand) محدوده آغاز حرکت قدرتمند قیمت شناسایی مناطق عرضه و تقاضا
FVG فاصله میان سایه کندل اول و سوم بررسی عدم تعادل قیمت
بریکر بلاک (Breaker Block) ناحیه مرتبط با شکست اوردر بلاک و تغییر ساختار بررسی واکنش قیمت پس از تغییر نقش محدوده

انتخاب تایم فریم مناسب برای اوردر بلاک

برای معامله با اوردر بلاک، بهتر است از دو تایم فریم استفاده کنیم؛ یکی برای پیدا کردن محدوده اصلی و دیگری برای انتخاب نقطه ورود.

  • تایم فریم ۴ ساعته: بررسی روند بازار و پیدا کردن اوردر بلاک‌های اصلی.
  • تایم فریم ۱۵ دقیقه: بررسی واکنش قیمت به اوردر بلاک و پیدا کردن نقطه ورود.

این ترکیب برای بررسی معاملات کوتاه‌مدت کاربرد دارد، اما انتخاب نهایی به سبک معامله بستگی دارد. همچنین می‌توان محدوده اوردر بلاک را در تایم فریم پایین‌تر دقیق‌تر کرد (Refinement)، ولی کوچک‌تر شدن محدوده به معنی معتبرتر بودن آن نیست.

آموزش اندیکاتور اوردر بلاک در تریدینگ ویو

برای شناسایی سریع‌تر اوردر بلاک‌ها می‌توان از اندیکاتور Smart Money Concepts (SMC) [LuxAlgo] استفاده کرد. این ابزار محدوده‌های صعودی و نزولی را به‌صورت خودکار روی نمودار نمایش می‌دهد.

برای فعال کردن اندیکاتور، مراحل زیر را انجام دهید:

  1. وارد سایت TradingView شوید و نمودار ارز موردنظر را باز کنید.
  2. از نوار بالای نمودار روی Indicators کلیک کنید.
  3. عبارت Smart Money Concepts [LuxAlgo] را جستجو و اندیکاتور را انتخاب کنید.
  4. وارد بخش Settings اندیکاتور شوید.
  5. گزینه Swing Order Blocks را برای نمایش اوردر بلاک‌های ساختار اصلی فعال کنید.
  6. برای نمایش اوردر بلاک‌های کوتاه‌مدت‌تر، گزینه Internal Order Blocks را هم فعال کنید.
  7. تعداد اوردر بلاک‌های قابل نمایش را تنظیم کنید تا نمودار شلوغ نشود.

بعد از فعال‌سازی، محدوده‌های اوردر بلاک روی نمودار مشخص می‌شوند. قبل از معامله، اعتبار هر محدوده را با بررسی شکست ساختار و حرکت قیمت بسنجید؛ چون نمایش یک ناحیه توسط اندیکاتور به معنی معتبر بودن قطعی آن نیست.

شرایط کنار گذاشتن یک اوردر بلاک

هر اوردر بلاکی که روی نمودار پیدا می‌کنیم، برای معامله مناسب نیست. در سه شرایط زیر بهتر است از ورود به معامله صرف‌نظر کنیم:

  • شکسته شدن اوردر بلاک: قیمت از مرز ابطال محدوده عبور کرده و طبق قوانین استراتژی، اوردر بلاک اعتبار خود را از دست داده باشد.
  • نامناسب بودن نسبت سود به زیان: قیمت از نقطه ورود مناسب فاصله گرفته و سود احتمالی معامله در مقایسه با حد ضرر کم شده باشد.
  • نبود شکست ساختار: قیمت بعد از تشکیل کندل مخالف، سقف یا کف مهمی را نشکسته باشد و شرایط تشخیص اوردر بلاک معتبر را نداشته باشد.

قبل از ورود، باید اعتبار محدوده، نقطه ورود و حد ضرر را بررسی کنیم. اگر یکی از شرایط اصلی استراتژی برقرار نباشد، بهتر است معامله‌ای انجام ندهیم.

سخن آخر

اوردر بلاک زمانی در تحلیل کاربرد پیدا می‌کند که بتوان محدوده آن را با یک قاعده مشخص شناسایی کرد. آخرین کندل مخالف پیش از حرکت قدرتمند، نقطه شروع بررسی است و شکست ساختار، موقعیت ناحیه و رفتار قیمت هنگام بازگشت، اطلاعات لازم برای تصمیم‌گیری را کامل می‌کنند.

برای استفاده از این روش در معاملات ارز دیجیتال، بهتر است ابتدا رسم دستی اوردر بلاک روی نمودار بیت کوین تمرین شود و سپس یک برنامه ثابت برای ورود، حد ضرر و حد سود شکل بگیرد. اندیکاتورها سرعت شناسایی محدوده‌ها را افزایش می‌دهند، اما جایگزین بررسی رفتار واقعی قیمت و مدیریت ریسک نمی‌شوند.

سوالات متداول درباره اوردر بلاک

چرا اوردر بلاک بیت کوین توی دو تا صرافی با هم فرق داره؟

قیمت‌های ثبت‌شده در صرافی‌های مختلف به داده‌های معاملاتی و نقدینگی همان بازار وابسته هستند. تفاوت سقف، کف و شکل کندل می‌تواند مرز اوردر بلاک را تغییر دهد. برای مقایسه درست باید نماد، نوع بازار، تایم فریم و ساعت کندل‌ها یکسان باشد.

اگه قیمت قبل از رسیدن به اوردر بلاک برگرده، باید دنبالش برم؟

در استراتژی مبتنی بر برخورد با اوردر بلاک، تا زمانی که قیمت به محدوده تعیین‌شده نرسیده باشد، شرط ورود اجرا نشده است. دنبال کردن قیمت خارج از برنامه اولیه، معامله متفاوتی ایجاد می‌کند و به تعیین مجدد نقطه ورود، حد ضرر و حد سود نیاز دارد.

چرا اوردر بلاکی که اندیکاتور نشون داده بعدا حذف میشه؟

حذف ناحیه می‌تواند نتیجه تنظیمات مربوط به نمایش تاریخچه، شکست محدوده یا رسیدن قیمت به آن باشد. تغییر محاسبات روی کندل‌های تاییدنشده نیز در برخی اسکریپت‌ها باعث تفاوت سیگنال‌های لحظه‌ای و تاریخی می‌شود. برای تشخیص علت، باید توضیحات و تنظیمات همان اندیکاتور بررسی شود.

برای معامله با اوردر بلاک، چارت اسپات بهتره یا فیوچرز؟

مبنای تعیین ناحیه باید با بازاری که معامله در آن اجرا می‌شود هماهنگ باشد. قیمت قراردادهای فیوچرز و بازار اسپات یک دارایی می‌تواند اختلاف داشته باشد. بنابراین برای تعیین دقیق محدوده ورود و حد ضرر، استفاده از داده‌های همان بازار معاملاتی انتخاب مناسب‌تری است.

میشه اوردر بلاک رو روی نمودار هیکن آشی رسم کرد؟

نمودار هیکن آشی از قیمت‌های محاسبه‌شده استفاده می‌کند و مقدار باز و بسته شدن کندل‌های آن با کندل‌های استاندارد تفاوت دارد. برای تعیین محدوده سفارش و حد ضرر بر اساس قیمت واقعی بازار، نمودار کندل استیک معمولی مبنای دقیق‌تری است.

اشتراک‌گذاری: تلگرام واتس‌اپ X فیسبوک
Shadi Kamalpoor

شادی کمال‌پور در جایگاه نویسنده ارشد بیتفا روی تولید محتوای آموزشی و تحلیلی برای مخاطبان بازار ارزهای دیجیتال فعالیت می‌کند؛ محتوایی که هدف آن تبدیل مفاهیم پیچیده کریپتو به توضیحاتی روشن، دقیق و قابل استفاده برای کاربر فارسی‌زبان است.